تبليغاتX
یـاس پنج پـر

یـاس پنج پـر

داستانها و دلنوشته های کمی تا قسمتی طنز احمد

پدرم گفت اگـــر زن گــــیری          راه تــــو راست شود تـــا پیری

بشدم خام دگرباره کـــــزین           روز من شب همه اش درگیری

جـام زرین تجرد چو شکست          هر نفس شد بخدا سختگیری

من و او در جدلیم بر اتمی !           زن و شوهر ز پی مـــــچ گیری

من و غم گشته رفیق جانی           گاهــــی لبخند زنیم تـمرینی

تو مـــــــرا چـاه فکنـدی بابا              هچو یوسف که شود زنجیری

ندهم گوش به حرفت دیـگر             گوش خود را بکنـــم درز گیری

زن من ماردو سر افعی شد            دخترم زد به دلــــــم چند تیری

من شدم پیر و پسر شد برنا            هر دو جیبم بکند گــــرد گیری

بارالها بنما روی خرم را حالا          به شکارند مرا روز خوش خرگیری

پند احمد بشنو از تــــه قلب            عاقلا !  زن تــــــــو نگیر تا میری

ته وبلاگی :

ظریف صاحب نظری میگفت :

داشتن گوشهای دراز دلیل خریت نیست . خریت یک احساس باطنی است !

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 11:11  توسط احمد  | 

دو خط موازی زمانی بهم میرسند که یکی از آنها بطرف دیگری مایل و شکسته شود .

من شکسته شدم .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 14:52  توسط احمد  | 

خونه ی کِل گوهر اونقدر کوچیک بود که گلاب به روتون ، روم به دیوار ، مُستراحش رو تو پشت بوم درست کرده بودن .

یه روزی که راه آبش گرفته شده بود ، با زدنِ هزار سیخ و چوب و چندل وا نشد که نشد . اهالی منزل مجبور شدن عمّله بنّا بیارن تا گرفتگی گُنگ رو درست کنن .

همین که چن نفر تو اون کوچه ی تنگ و باریک جمع میشدن ، یه واقعه بود مثل معرکه ی رسول مار خور.

همون روز کذایی هم احمد از مدرسه برگشته بود و داشت میرفت خونه که تو جماعت بیکارالدوله گم شد وایساد به نظاره !

اوسا که با خُبرگی خاص مسیر لوله ی سیمانی توالت کار گذاشته شده توی دیوار رو تشخیص داده بود ، ضمن اشاره به یه نقطه از دیوار به فاصله دو متری از کف زمین به شاگرد کلنگ به دستش گفت : بزن از اینجا ، بترکون !

چندمین ضربه بود که ناگهان لوله ی سیمانی با صدای گورومب ، ترکید و بوی گند خَلا همه ی کوچه رو پُر کرد .

منظره ی خبیثی شده بود . اوسا ، عمّله ، اهالی مُحّل ، حتّی خود احمد و گستره ی کوچه به رنگ زرد مایل به قهوه ایی در اومده بودن .

ته وبلاگی :

گُنگ - ا . ( گُ ) لوله سفالی ( سیمانی ) که برای عبور آب ( فاضلاب ) در زیر زمین ( دیوار ) کار میگذارند . تنبوشه هم گویند .

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 21:56  توسط احمد  |