تو زمان جنگی ، یه ، یه ماهی از تشکیل کلاس نهضت مبارزه با بیسوادی تو کارخونه گذشته بود . بر و بچه های ریش سفید قد و نیم قد ، مثل بچه های آدم میومدن سر کلاس و حسابی منو شرمنده میکردند . سراپا گوش میشدن و منم حسابی از خجالت اونا در میومدم و شیر فهمشون میکردم و با بالا پائین بردن دستام و باشدت تموم کلمات رو بخش میکردم و نمایش میدادم که مثلاً زنبور دو بخشه ، زن - بور ! بعد متوجه بعضی از نیشخندها میشدم که با نگاهشون میگفتن : زنِ بور یه بخشه ! اونم گیر ما نمیاد !
اینا رو مرتضی داشت برا احمد تعریف میکرد .
بعد ادامه داد که : آره ، حدود یه ماهی از شروع کلاس درس گذشته بود و منم خوشحال بودم که داشتم ذکات علم خودم را تحویل جامعه میدادم . ذکات العلم نشره !
یه لوحه داشتم که نصب شده بود به تخته سیاه توی کلاس که اشکال چرنده و پرنده و میوجات خوشگل ( آی که قربونش برم ) توش حک شده بود و من روی اونا کار میکردم تا بتونم حروف الفبا و سیلابها و اصوات را یادشون بدم .
یه چن روزی بود درسمون رسیده بود به زنبور . آره همون زنبور عسلی که از تولید به مصرفه ! کلی گلوم رو پاره کرده و از بالا پائین بردم دستام ، کتف درد گرفته بودم از بس هی گفتم : زنبور ، دوبخشه ، زن ـ بور . بعد شم کلی تمرین دسته جمعی بخشها و مرور مکرر .
طنین صدای عده کثیری کارگر زحمتکش ، چنون اُبهتی به سالن و کلاس داده بود که نگو و نپرس و من که چه حال خوبی پیدا میکردم .
پیش خودم گفتم : حتما با این همه تمرین و تکرار ، دیگه برا کلمات دو بخشی و فرق اونا با کلمات یه بخشی ، قاعدتاً نباید مشکلی وجود داشته باشه . احساس کردم همه یاد گرفتن ، برا همین بود که سوال کردم : برادرا ، همه یاد گرفتن ؟ همه گفتن : بععععععععععععله . گفتم : الهی شکر .
مرتضی ادامه داد
بعد گفتم : از آقایون کی میتونه بیاد جلو همشاگردیاش و زنبور رو بخش کنه ؟ همه دستای پینه بسته شون رو بلند کردند که : آقا اجازه ؟ ما بیایم ؟ گفتم : ببخشید من برادر کوچیک شمام ، نمیخواد هی بگید ، آقا اجازه و انگشت خودتون رو بلند کنید !
بلاخره از مش یدالله که زرنگ کلاس بود خواهش کردم که بیاد و زنبور رو بخش کنه ! اونم فی الفور از جاش بلند شد و اومد جلوی همه ایستاد و صداش رو صاف کرد و با صدای بلند گفت : زنبور یه بخشه !!!! و دست راستش رو تا آسمون هفتم برد بالا و با شدت تموم اورد پائین و گفت : گُنج !
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
زیر نویس : گُنج در اکثر لهجه ی محلی شهرهای خوزستان به معنی زنبور است .

البته این تصویر ( هاچ ، زنبور عسل ) نیست !





